مرتضى راوندى
396
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
كشتار تبريز و گيلان و بسته شدن مجلس دوّم و ديكتاتورى ناصر الملك به ميان آمد ، مقارن دستاندركار شدن شوستر ، محمد على ميرزاى مخلوع و همراهان وارد ايران شدند و با مقاومت آزاديخواهان روبرو گرديدند . روزنامه نوبهار با فشار سفارت روسيهء تزارى پس از يك سال ، توقيف شد و بلافاصله به نام تازهبهار بار ديگر داير گرديد ، تا اينكه در محرم خونين سال ( 1330 ه . ق ) با بسته شدن مجلس و پايان مشروطهء دوّم اين روزنامه توقيف و بهار با 9 نفر از افراد حزب دموكرات به تهران تبعيد شدند . چنان كه از مطالعهء احوال ملك الشعرا برمىآيد ، وى در آغاز جوانى به رسم معمول زمان ، در ستايش بزرگان و مدح و منقبت اولياى دين شعر مىگفت و قصيده مىساخت و از مدح و ستايش مظفر الدّين شاه و ديگر رجال عصر ، رويگردان نبود و در آثار منظوم خود به اساتيد قديم شعر فارسى توجه و نظر داشت . دل من خواهى اى ترك و ندانى كه خطاست * از چو من عاشق دلباخته جان بايد خواست » « 1 » آثار منظوم و نظريات انتقادى بهار پس از انقلاب مشروطيّت « پس از انقلاب مشروطيّت ، بهار در نتيجهء شركت در مجامع آزاديخواهان بيش از پيش شيفتهء دموكراسى و حكومت ملّى گرديد . اشعار بهار در اين دوره ، پر مغز و معرّف احساسات درونى اوست . قصيدههاى بهار عليه سياستهاى استعمارى بيگانگان ، و از مشكلات و نابسامانيهاى ملّت ايران حكايت مىكند . ملك الشعرا ، انقلاب و قهرمانان آزادى را مىستايد ، بر خائنان و وطنفروشان پرخاش مىكند ، با تصوير روح زمان ، مردم را به ملاحظه در امور سياسى و اجتماعى دعوت و تشويق مىكند . امتياز بزرگ بهار در آن است كه با وجود انتساب به مكتب شعر قديم توانسته است شعر خود را با خواستههاى ملّت هماهنگ سازد و نداى خود را در مسائل روز و حوادثى كه هموطنان وى را دچار اضطراب و هيجان ساخته بود ، بلند كند . در اين دورهء سخنورى ، به ، خصوص ، مستزادهاى او از حيث روانى منظم و هماهنگى در ميان مصراعهاى بلند و كوتاه بسيار جالب توجه است . اينك نمونههايى از اشعار بهار كه در دورهء اقامت و كوشش خود در خراسان ( 1325 - 1330 ه . ق ) سروده است :
--> ( 1 ) . از صبا تا نيما ، پيشين از ص 123 تا 125 ( به اختصار ) .